|
|
|
||||
|
داستان دو قورباغه ای که در سطل شیر افتادند ، چندان تازه نیست . یکی از آن دو بدین بود و گفت :« من دیگر هرگز از این جا بیرون نخواهم رفت و بی درنگ غرق شد » دیگری که خوش بین بود گفت : « البته من هم نمی دانم چگونه می توانم از این جا خارج شوم اما تا وقتی که توان دارم دست و پا می زنم »؛ بنابراین بدون وقفه شروع به دست و پا زدن کرد تا این که شیر به کره تبدیل شد ، کره به صورت گلوله ای در سطح شیر شناور ماند و قورباغه خوش بین با آن بالا آمده ، بیرون پرید و نجات یافت . مسلماً این داستانی شنیدنی است ؛ اما در زندگی نیز اغلب همین اتفاق می افتد . آدم های بدبین اصلاً اعتقادی به موفقیت خود ندارند و همواره راه آسان را انتخاب می کنند ؛ بر عکس ، انسان های خوش بین به موفقیت خود اطمینان دارند حتی در سخت ترین شرایط نیز خود را به خطر می اندازند و از عهده کارها بر می آیند . در ضمن شرایط نیز به کمک آنها می آید ، شرایطی که از سوی هیچ کس قابل پیش بینی نیست و بدون آنها ، تلاش انسان کاملاً بی اثر خواهد بود . انسان بدبین می گوید : « خوب ، دیگران شانس دارند . » اما اصلاً این طور نیست . به راستی چنین نیست ، زیرا انسان می تواند ، « شانس آوردن » را نیز فرابگیرد ! هنگامی که افراد زیادی متقاضی به دست آوردن مقامی هستند ، همواره موفقیت از آن کسی می شود که به نظر می رسد همه چیز در دامان او باشد . و کسی که همواره با لبخند بر زندگی مسلط می شود ، کافی است دست دراز کند تا به هر آنچه که می خواهد دست یابد ، آدم بدبین مصرانه بر نگرش منفی خویش پافشاری می کند و می گوید : « من خودم فکر کرده بودم که بد شانسی خواهم آورد و موجود بد اقبالی هستم و این سرنوشت من است که همیشه دیگران ، بهترین چیزها را درست از برابر چشمان من بربایند .» این تصور کاملاً اشتباه است ؛ زیرا خوش بینی امری ذاتی نیست و انسان خود به خود خوش بین می شود .« همواره به این مسأله بیندیشید که هیچ سرنوشت محتومی در این که شما زندگی را با خوش بینی یا بد بینی بگذرانید دخالت ندارد ؛ بلکه شما با افکار و تصورات ذهنی خود تعیین می کنید که آیا به عنوان فردی بدبین همواره با بد اقبالی روبرو هستید یا به عنوان انسانی خوشبین ، همه آرزوهایتان در زندگی برآورده می شود .
منبع : ذهن خلاق |
|||||
|
|||||